|
|
|
|
|
زندگي،درست هنگامي كه انتظارش را نداريم، برايمان نبردي تدارك مي بيند كه شهامت مان را بيازمايد،و اشتياق مان را براي تغيير پائولو كوئيلو
دینگ دینگ) عجب خور مالوهایی
امضاء: لنگه کفش |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 7:6 توسط کیاکوچولو
|
|
||
|
|
مثل یک خورشید است میدرخشد از دور / شده از این خورشید شهر مشهد پر نور |
|
|
خیلی خوبه که آدم ۸/۸/۸۸ وبلاگشو آپ کنه هاااا(یکی نیست بهم بگه تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیگیره منم گفتم چی بهتر از امروز .... واقعا چی بهتر از امروز ... این عید بزرگ بهتون تبریک میگم... خوش به حال هر کی مشهد هست و.... رفته حرم امام رضا(ع)....
واقعا خوش به حال کسی که این روزا.. زیارت امام رضا (ع) نصیبش شد
این شعر بخون ببین چقد قشنگه.... من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو /سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم/ آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام /یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد /هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم /من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟ سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام /من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟ حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین /جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام / اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو
دینگ دینگ۱)کیا کوچولو اگه رفتی حرم امام رضا.... از طرف همه ی ما ها نائب الزیاره باش ... دعا برای دوستای وبلاگی یادت نره دینگ دینگ۲)این کامنت دونیت بعد چن روز آپ .... باز نمیشه.... نمی دونم چرا؟؟.... یهخورده روغن کاری فک کنم necessary باشه
دینگ دینگ اضافه) هوای اینجایی که دارم با شما اسپیک می کنم اینقد غمگینیه...فک کنم می خواد بباره.... خوش به حال کسایی که امروز آسمون صاف و آفتابی وبدون ابر دارن امضاء: لنگه کفش عکسها : پسر خاله کوچیکه لنگه کفش
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 8:51 توسط کیاکوچولو
|
|
||
|
|
13 مهر "سالگرد فریدون فروغی" |
|
|
سلاااااام دوستان ... حالتون چطورههه... لنگه کفش داره از یه جای خوش اب و هوا با هاتون اسپیک می کنه.... قرار شد در مورد فریدون فروغی من آپ کنم... کیا کوچولو دستش نفتی بود نمی تونست بیاد آپ کنه راستش در مورد" فریدون فروغی" من چیز زیادی نمی دونستم... وقتی در موردش سرچ کردم... یه سری مطالب در موردسرگذشتش رو خوندم... دلم یه ذره براش سوخت مخصوصا اونجا که کیومرث پور احمد درمورد مرگش میگه:«فریدون فروغی برای دومین بار میمیرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که میخواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت یه چیز دیگه هم تا حالا نمی دونستم بهتر که شما هم بدونید .(. البته قدیمی ها که مطمئن میدونن برای دوستای جدید عرض می کنم... ) اسم وبلاگ کیا کوچولو از یکی از شعرهایی هست که فریدون فروغی خونده چون سایه های بی امان
سال ۱۳۲۹ متولد شد.. تنها پسر خانواده بود .. سه تا هم سیستر داره( خوندم تو وکی پدیا آبجی هاش هم اکنون در قید حیات هستند) همه ما هفت سالگی میریم کلاس اول ... فریدون فروغی " حواننده ملی ما" شیش سالگی رفت مدرسه درسشو ادامه داد تا دیپلم علوم تجربی رو گرفت ۱۶ سالگی .... موسیقی رو به صورت جدی شروع کرد ۱۸ سالگی یه شکست عشقی داشت.. همین باعث شد که مدتی کوتاه از موسیقی کناره گیری کنه ۱۹ سالگی صاحب کارباره کازابای شیراز از او و همکارانش برای اجرا در اون مکان دعوت می کنه راستش یهخورده تو حساب و جمع تفریق ضعیف هستم . اگه اشتب زدم شما بهم بگید. ولی اینطوری که حساب کردم... ۲۰ سالگی ... تبدیل میشه به خواننده بلند آوازه کلوپ های قدیم.. و ستارهٔ صحنهٔ کافههای معروفی چون مارکیز وکاکوله( چه اسمایی!!) بدل شد ۲۱ سالگی .... دو ترانه به نامهایی" آدمک "و" پروانه من" می خونه... آدمک همونیه که شعرش رو بالا نوشتم ۲۲ سالگی ... با گلی فتوره چی آشنا میشه باهاش ازدواج می کنه ۲۳ سالگی .. یه شعر میخونه به نام نماز ... همین شعر باعث میشه که از طرف ساواک باز خواست بشه ۲۴ سالگی ... طلاق میگیره از همسرش ( وای چقد زود از هم جدا شدند... بعد دو سال زندگی به این نتیجه رسیدن که با هم تفاهم ندارن .. چقد بد!) ۲۵سالگی .. دومین البومش به نام "یاران " ینی سال ۱۳۵۴ به بازار عرضه می کنه... اولین البوش چرا نگفتم من... اولین البوش رو اون زمانها که از همسرش جدا شده بود به نام "زندون دل" روانه بازار کرده بود
۲۷سالگی ....بعد دو سال ممنوعیت( آخه دو سال نذاشتن بخونه .. یه ترانه خوند در مورد رژیم شاهنشاهی به نام سال قحطی) دوباره فعالیتش رو شروع می کنه... تو همین سال آلبوم "سال قحطی " روانه بازار کرد... همین سال هم پدرش فوت کرد بر اثر بیماری ذات الریه ۳۲ سالگی ..... باز دوباره فعالیت کردن او ممنوع شد... راستش چرا و چطور شو متوجه نشدم ۴۴ سالگی .. با سوسن معادلیان ازدواج می کنه.. همین ازدواج تحول مثبت و فعالیتش رو دوباره از سر میگیره ۵۱ سالگی ... تو خونه خودش تو تهرانپارس فوت می کنه او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکهای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید به خاک سپردند روحش شاد دینگ دینگ۱) کم کاستی های این پست رو ببخشید... این اپ برا من خوب بود.. چون خیلی چیزا در مورد این خواننده دستم اومد دینگ دینگ۲) خیلی وقت بود که اینجا آپ نشده بود.. شاید یک ماه... من داشتم آرشیوای قبلی کیا کوچولورو نگاه میکردم... دیدم تو سالای قبل هم دوستاش همیشه تو دیر آپ کردن وبش همیشه شاکی بود... دینگ دینگ۳) این شاخه گل آفتابگردون( بقول قدیمی ها آفتاب چرخون
دینگ دینگ اضافه: هم نداریم... هر دینگ دینگی که توش تو مایه های تشکر واینا باشه پاک می کنم
امضاء: لنگه کفش دینگ دینگ کیاکوچولو:....................................... .......................................................................... ........................................................................ این نقطه چینا جای تشکر بود. قول نمیدم ولی سعی میکنم خودم جواب کامنتاتون رو بدم. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 9:58 توسط کیاکوچولو
|
|
||